اسلایدر

 پایگاه اطلاع رسانی علماء کرمانشاه 
 انما یخشی الله من عباده العلما 

يكي از مهمترين و جالبترين حوادث تاريخي دوران معاصر را بايد حادثه مهم ورود و اقامت حضرت آية الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي رضوان الله عليه در شهر مذهبي قم دانست. اين تحوّل عظيم تاريخي، اجتماعي و سياسي در سال 1340 ه .ق. اتفاق افتاد كه باعث تأسيس پايگاه فقه جعفري، حوزه علميه قم، در جوار حرم كريمه اهل بيت، حضرت معصومه عليها السلام شد و سر منشأ خدمات، بركات و آثار فراواني گرديد. تأسيس مركز با عظمت علمي همراه با شهرت و اخلاص مؤسس آن، باعث جذب مشتاقان و جويندگان علم و فضل و معنويت از اقصا نقاط ايران به سوي پايگاه علم و اجتهاد گرديد. درايت و هوشمندي و استقامت اين بزرگ مرد الهي توانست اساس اين مركز علم را از هجمه هاي ظالمانه و ضد ديني رضا خان - عامل دست نشانده استعمار - حفظ و حراست كند و با تربيت شاگردان بزرگي، همانند امام خميني قدّس سره، معمار بزرگ انقلاب اسلامي و ساير مراجع و بزرگان، همه ايرانيان و جامعه اسلامي را وامدار خويش نمايد.

اما رشد و شكوفايي و بالندگي اين مركز علمي، مرهون زحمات و خدمات مخلصانه حضرت آية الله العظمي حاج آقا حسين طباطبايي بروجردي رضوان الله عليه مي باشد. ورود بزرگان و اعاظم فرزانه و كوچيدن طلاب و شركت آنان در دروس اين دو فقيه مشهور حوزه علميه قم عزّت يافت. و همه جا را عطر اسلام فرا گرفت.

به پاس تجليل از خدمات علمي اين دو فقيه بزرگ، اسامي شاگردان و دست پروردگان مكتب علمي آنان را در استان کرمانشاه  تقديم علاقه مندان گرامي مي نماييم.

دانش آموختگان مكتب آيات عظام حائري يزدي و بروجردي

در استان كرمانشاه

حضرات آيات و حجج اسلام: شيخ محمد حسن حجتي هرسيني، شيخ فرج الله هرسيني، شيخ محمد رضا كاظمي هرسيني، شيخ حسن علاّمي، شيخ عبدالجليل جليلي، ميرزا مصطفي جليلي، آقا معتمد كرمانشاهي، سيد حسين حايري كرمانشاهي، آقا مجّد جليلي، شيخ محمد ولي هرسيني، شيخ محمد غروّي سنقري، شيخ جلال آل طاهر، شهيد محراب عطاء الله اشرفي اصفهاني، بهاء الدين محمدي عراقي، سيد عباس ميريونسي، حسام الدين جليلي، حاج آقا بزرگ محمدي عراقي، شيخ مجتبي حاج آخوند كرمانشاهي، علاء الدين كرمانشاهي ، ميرزا عبد الله كرمانشاهي، سيد محمود كرمانشاهي و شيخ اسد الله كرمانشاهي.

لینک ثابت

گذری بر احوالات فقیه مجاهد مرحوم ایت الله حاج شیخ علیرضا متانت(ره)


عالم مجاهد و فقیه عالیقدر مرحوم حضرت ایت الله حاج شیخ علیرضا متانت (ره) از علماء مجاهد و از ائمه جماعت معاصر كرمانشاه بودند.

فقید سعید در سال 1310 شمسى در (كنجد جان گلپایگان) متولد شده و تحصیلات مقدمات و ادبیات خود را نزد مرحوم آقا شیخ ابوالقاسم نحوى به پایان رسانده و در كرمانشاه فقه و اصول و فلسفه را از محضر استاد العلماء و شیخ الفقهاء مرحوم  آیت الله العظمی حاج شیخ محمدحسن علامى کرمانشاهی(ره) استفاده نموده و از ابتداء تأسیس مدرسه مرحوم ایت الله العظمی بروجردى (ره)  به تدریس سطوح عالیه مشغول بوده و در مسجد صباغ به امامت مسجد و ارشاد و تبلیغ مردم كرمانشاه مشغول بودند.عاش سعیدا و مات سعیدا



نامه ای از ایت الله متانت به ایت الله برقعی در مورد ماده 13 قانون اساسی

پاسخ ایت الله متانت به ایت الله برقعی: در ترجمه لغت شیعه اشتباه کردید

دوستی به من گفت در آیندگان به قلم آیت الله سید ابوالفضل علامه برقعی مقاله ای راجع به ماده 13 قانون اساسی ، درج شده بود كه : قانون اساسی نباید موجد تفرقه باشد . بسیار خوب ، قولی است كه جملگی بر آنند و بلافاصله آمده است كه نویسندگان قانون اساسی نباید به نام مذهب تفرقه میان مسلمین را ابقاء كرده و دامن بزنند .

حال آنكه نام مذهب در كتاب خدا و سنت رسول نیست و در اینجا نویسنده از طرفی دعوت به اتحاد كرده و از دامن زدن به تفرقه مسلمین را بر حذر داشته ولی از جانب دیگر همه مسلمین را اعم از شافعی ، حنبلی ، حنفی و مالكی ، شیعه مشرك خوانده زیرا نوشته است كسانی كه این عنوانها را به خود بسته تفرقه اندازند و تفرقه اندازان را كتاب خدا مشرك خوانده است . در سوره روم آیه 31 فرموده : و لا تكونوا من المشركین من الذین فرقوا دینهم و كانوا شیعا . و هنگام ترجمه آیه ، آیه را طوری معنی نموده كه تنها شیعه را مشرك معرفی نموده است ، زیرا آیه را به این صورت معنی كرده است : و از آنان كه تفرقه دین آورده و شیعه شیعه شدند . در صورتی كه شیعه را كه معنای صحیح آن فرقه ها و دسته ها است معنا نكرده است كه لااقل این سوء تفاهم برطرف شود و حال آنكه هر كس اندك آشنائی به لغت عرب داشته باشد می داند كه شیعه در آیه به معنای فرقه و دسته ها است نه به معنای شیعه كه مترجم آورده است در این جا ناچارم خطاب به نویسنده محترم عرض كنم كه مطابق نوشته شما ، نه تنها نام مذهب در كتاب خدا و سنت رسول نیست بلكه مخصوص از شیعه شدن معنی شده است . برای مدعای خودتان به آیه 159 از سوره انعام استدلال نموده اید كه خدا فرموده است : ان الذین فرقوا دینهم و كانوا شیعاً لست منهم فی شی . یعنی آنانكه تفرقه دین آورده اند و شیعه شیعه گردیده اند ، تو از آنان نیستی ( عین ترجمه نویسنده ) از این هم پا را فراتر نهاده و استدلال كرده اید كه شیعه شدن یعنی به عذاب الهی نازل شدن زیرا آیه 66 از سوره انعام را ذكر نموده و ترجمه كرده اید كه بگو خدا قادر است كه عذابی از بالای سر شما و یا از زیر پای شما برای شما بفرستد و یا شما را لباس تفرقه بپوشاند و شیعه شیعه نماید . من در این جا شما را سوگند می دهم به آنچه معتقدید كه آیا شیعه در این دو آیه به معنای فرقه و گروهاست یا بمعنای شیعه ( پیرو ) نوشته اید كه سوره روم آیه 31 تفرقه اندازان را كه بنام شیعه ایجاد تفرقه كرده اند مشرك خوانده و چون می دانستید كه چنین آیه ای آن هم به آن معنا در قرآن نیست آیه را ذكر نكرده اید . هر كس عنوان شافعی ... و شیعی را بر خود ببندد مشرك است و تفرقه انداز ، و كسی را كه نوشته است واژه شیعه چیزی نیست كه ما ساخته باشیم بلكه ریشه آن در كلام رسول خدا آمده است كه فرموده است : شیعة علی هم الفائزون ، مقصود نویسنده را درك نكرده ، در این مقاله خود آورده اید ! تعجب این است كه بعضی از روحانیون نام تشیع را عنوان كرده و به حدیث رسول خدا  استدلال می كنند كه فرمود شیعة علی هم الفائزون علامه مجاهدیكه به این حدیث استناد نموده است نخواسته بگوید كه پیامبر فرموده نام شیعه برای خود انتخاب كنید ، بلكه می خواهد بگوید ما كه كلمه شیعه را برای خود انتخاب كرده ایم نامی خود ساخته و تازه نیست بلكه رسول خدا به پیرو علی شیعه اطلاق نموده است . نوشته اید آنها كه نام حنفی یا شافعی را رسمیت داده اند بد كرده اند آیا باید ما هم بد كنیم ؟ جواب این است كه ما بد نكرده ایم و آنها هم بد نكرده اند آنها كه خود را شافعی و حنبلی و حنفی و مالكی نامیده اند این عمل را مشخص و پسندیده دانسته اند . ما همه مسلمانیم و در جمعه و جماعت یكدیگر شركت می كنیم ، همانطور كه پیشوایان شیعه دستور داده اند و در این چند ماهه كه جمهوری اسلامی در كشورمان پیاده شده است دیده اید كه ملت مسلمان ایران پیروزی و شكست ملت فلسطین را از خود میدانند و شعارشان در سراسر كشور این است كه فلسطین پیروز است اسرائیل نابود است ولی این وظیفه مانع از آن نیست كه آنچه را انسان تشخیص می دهد حقیقیت است بیان نكند ، زیرا كتمان حقیقت خود گناهی است بزرگ . شما كه معتقدید در هر موضوعی باید دین صریحاً روی آن انگشت بگذارد از شما می پرسم در كجای دین آمده است كه شما خود را سید معرفی كنید ؟ السید ابوالفضل ؟ آخرین سوالم از نویسنده : كه نوشته اید قانون اساسی نباید موجد تفرقه باشد ، این است كه آیا قانون اساسی باید خواسته اكثریت جامعه را نادیده بگیرد ؟ و السلام علی من اتبع الهدی .

حجت الاسلام علیرضا متانت ـ كرمانشاه

چهارشنبه 13 تیر 1358


برچسب‌ها: حجت الاسلام علیرضا متانت ـ كرمانشاه, ایت الله متانت
لینک ثابت

زندگی نامه شهید حجت الاسلام جلال آل طاهر(ره)

عالم مبارز و مجاهد نستوه شهید حجت الاسلام جلال آل‏ طاهر (ره) فرزند مرحوم  آقا شیخ حسین (نواده مرحوم آیت‏ اللَّه حاج شیخ احمد) از ائمه جماعت معاصر كرمانشاه بودند.

تولد آن مرحوم در سال 1307 شمسى در خمین واقع شده و تحصیلات مقدماتى خود را در نزد جدش تكمیل و چندین سال از محضر اساتید قم استفاده نموده و سپس در كرمانشاه متوطن گردیده و از محضر درس آقاى اسلامى و آیت‏ اللَّه حاج شیخ عبدالجواد اصفهانى كه مدتى به امر مرجع بزرگ جهان تشیع مرحوم آیت‏ اللَّه العظمی بروجردى در كرمانشاه اقامت داشتند استفاده نموده و در مسجد اشجارى به امامت و ارشاد خلق مشغول بودند. ایشان از مبارزان تراز نخست غرب کشور و نزدیکترین روحانی به آیت ا... بزرک عبدالجلیل جلیلی کرمانشاهی بودند که در پی شکنجه های سخت ساواک دچار مشکل کلیوی شده و در سال 1358 به شهادت رسیدند.فقید سعید، پسر خاله حضرت امام خمینی بزرگ رهبر انقلاب اسلامی ایران بودند.

خاطره ای از آقای محمد ایزدی در مورد فقید سعید

همين مرحوم شيخ جلال آل طاهر كه در خاطر دارم ايشان در مسجد حاج سلطان مراد اشجاري در خيابان حسين آباد حد فاصل خيام وسعدي نماز مي خواندند. با اينكه محاسنشان تقريبآ داشت سفيد مي شد در تظاهرات پا به پاي جوانها تحرك داشت وحتي در روزي كه خدا رحمت كند علي انصاري در خيابان جليلي؛ پايين تر از ميدان نواب شهيد شد ايشان مثل يك جوان ؛ پر انرژي وجنگنده بود وبراي پاسبانها سنگ پرتاب مي كرد


برچسب‌ها: زندگی نامه شهید حجت الاسلام جلال آل طاهر, ره
لینک ثابت

اطلاعيه

شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و حوزه هنری استان باصدور اطلاعيه اي ضمن گراميداشت سومين سالگرد ارتحال ملكوتي عالم رباني و چهره ماندگارجهان اسلام حضرت آيت الله سيدمرتضي نجومي(رضوان الله تعالي عليه)  اعلام كردند: مراسم بزرگداشت سومين سالگرد عروج آن عالم بزرگوار روزپنجشنبه 25 آبانماه ازساعت 30/14 با حضور آحاد امت حزب الله كرمانشاه،شخصيتها، فرهيختگان ومسئولين استان در محل مسجد حضرت آيت الله بروجري(ره)كرمانشاه برگزارخواهد شد.در اين اطلاعيه  ازعموم مردم استان بويژه خانواده هاي معظم شهدا ،ايثارگران،جانبازان ،آزادگان،علماوروحانيون،فرهنگيان،هنرمندان،بازاريان واصناف،دانشجويان ودانش آموزان وديگراقشار دعوت شده است بمنظور اداي احترام وعرض ارادت به مقام والای این عالم بزرگوار و مجاهد نستوه دراین مراسم معنوي شركت نمايند. /

شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي

و حوزه هنری  استان كرمانشاه


برچسب‌ها: اطلاعیه برگزاری مراسم سومین سالگرد ارتحال ملکوتی ح, رضوان الله تعالی علیه
لینک ثابت
شیخ الشهداء انقلاب اسلامی ایران سومین شهید محراب آیت الله محمد صدوقی  بزرگمردی که نقش او در انقلاب اسلامی ایران  نقشی پررنگ و تاثیرگذار بود و رهبری او از استان یزد فرداتر بود و یکی از معدود یاران صدیق روح الله در طول مبارزات و بعد از انقلاب و جنگ و تحمیلی بود  .

نگاهی به بیوگرافی این بزرگوار از زبان خود ایشان تنها گوشه ای از شخصیت این عالم

روحانی است که هرگز به فکر تبلیغ کارهای بزرگش نبود:

 بنده حمد صدوقی در سال 1327 هجری قمری ، 75 سال پیش، در خانواده‌‌ای روحانی در یزد متولد شدم. پدرم مرحوم آقا میرزا ابوطالب، یکی از روحانیون معروف این استان بود و در مسجد روضه محمدیه (حظیره) سمت امامت داشت و مرجعیت تامه برای کارهایی که مردم داشتند، از اسناد و قبالجات و بطور کلی کارهایی که در آن دوره به دست روحانیت بود، تخصص فوق‌العاده‌ای داشت. کمتر کسی در این استان می‌توانست مثل ایشان اسناد شرعیه تنظیم کند.

پدرم فرزند مرحوم میرزا محمدرضا کرمانشاهی، یکی از علمای بزرگ این استان بود و ایشان هم فرزند مرحوم آخوند ملا محمد مهدی کرمانشاهی بود. سال ورود آخوند ملا محمدمهدی به یزد، روشن نیست چرا که ایشان به وسیله فتحعلی شاه از کرمانشاه به یزد تبعید شدند. تنها مدرکی که ما برای صدوقی بودن داریم و اینکه از نواده‌های مرحوم صدوق بزرگ می‌باشیم همان لوح تاریخی جد بزرگ و جد دوم ماست که در لوح قبرشان این جمله هست

: «الذی نطوق کیف   کان بالصدق و هو من نجل الصدوق» کسی که به صدق و راستگویی سخن می‌گفت چگونه چنین

. بنده در سن 7 سالگی پدر و در سن 9 سالگی مادرم را از دست دادم و پسر عم و ابوزوجه ما مرحوم آمیرزا محمد کرمانشاهی سرپرست و قیم ما بود.

 

تحصیلات قدیمه را تا حدود لمعه و قوانین در مدرسه عبدالرحیم خان زیر نظر اساتید آن زمان خواندیم. در سال 1348 قمری برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفتیم، در مدرسه چهارباغ که حالا مدرسه امام صادق (ع) نام دارد مشغول تحصیل بودیم و پیشرفتمان هم خیلی خوب بود که متأسفانه یک زمستان بسیار سردی پیش آمد و توقف برای ما خیلی سخت شد. شاید متجاوز از بیست روز برف سنگین آمد و کسب و کار، تقریبا همه چیز از دست مردم گرفته شد. هر روز از صبح، دنبال ذغال و چوب می‌رفتیم و ظهر دست خالی برمی‌گشتیم تا اینکه مرحوم سید علی نجف‌آبادی یک روز وارد مدرسه چهارباغ شد و دید که همه طلبه‌ها دچار کمبود سوخت هستند و بعد دستور داد تا یکی دو تا از چنارهای بزرگ مدرسه را بیندازند و بین طلبه‌ها تقسیم کنند.پس از مدتی که خیلی به سختی گذشت از طریق قمشه و آباده به طرف یزد حرکت کردیم و این سفر قریب بیست و نه روز طول کشید و بالاخره با هر زحمتی که بود خودمان را به یزد رساندیم.

 

یک سال بعد یعنی در سال 1349 قمری برای ادامه تحصیلات با خانواده به طرف قم رفتیم و اقامت ما در شهر قم بیست و یک سال به طول انجامید. مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس و مدیر حوزه علمیه قم وقتی که در قم ما را شناخت، مورد لطف و محبت خود قرار داد و کم کم کار به جایی رسید که رفتن خدمت ایشان برای بنده مثل واجبات بود و بعضی از گرفتاری‌ها که برای طلب پیش می‌آمد خدمتشان عرض می‌کردم و ایشان هم کمک هایی توسط بنده به اهل علم می‌نمودند. پیشرفت ما در تحصیلات خیلی خوب بود تا اینکه در سنه 1355 قمری آیت‌الله حائری از دار دنیا رفتند. بعد از درگذشت ایشان در اثر فشار پهلوی که می‌بایست همه اهل علم را از لباس روحانی خارج کنند، اوضاع بر اهل علم خیلی سخت شد که بعدا توسلاتی از اهل علم شد و خیلی مؤثر افتاد.

 

تحصیل در آن دوره خیلی سخت بود به جهت اینکه در آن زمان قم مرجعی نداشت چرا که مرجع تقلید مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی بودند که ایشان هم در نجف اقامت داشتند. آقایان مرحوم آیت‌الله صدر و مرحوم آیت‌الله خوانساری و مرحوم آیت‌الله حجت، این سه سرپرستی حوزه را داشتند و خیلی هم زحمت کشیدند تا وقتی که مرحوم آیت‌الله بروجردی به علت کسالت در بیمارستان فیروز‌آبادی بستری شدند. و در همین خلال بعضی از اهل علم و مدرسین به فکر افتادند که ایشان را به قم بیاورند و به همین خاطر نامه‌هایی از قم به خدمتشان ارسال شد و اشخاصی به نمایندگی از روحانیت با ایشان ملاقات کردند. بنده هم به اتفاق داماد آقای صدر به بیمارستان رفتیم و بعد به همراه مرحوم آیت‌الله بروجردی به قم آمدیم.

 

عمده سعی و کوشش برای آمدن آقای بروجردی به قم از ناحیه حضرت آیت‌الله خمینی بود و ایشان خیلی اصرار داشتند که این کار انجام شود. پس از فوت مرحوم آیت‌الله حائری قسمت عمده‌ای از کارهای حوزه به دوش ما افتاد و علاوه بر اینکه تولیت مدارس، تقسیم شهریه‌های طلاب زیر نظر بنده بود. تدریس هم داشتم و حداقل چهار پنج درس می‌گفتم و به درس آقایان آیت‌الله خوانساری، آیت‌الله حجت، آیت‌الله بروجردی می‌رفتم و در اطراف قم هم مقداری زراعت داشتم. در آن وقت حافظه من معروف بود و وقتی که ده هزار طلبه شهریه می‌گرفتند من دفتر و دستکی در موقع پرداخت نداشتم، هر کس که شهریه می‌گرفت در خاطرم بود و دیگر احتیاجی نبود که اسم و مبلغ را بنویسم و شب که به منزل می‌رفتم به هر کس هرچه داده بودم، یادداشت می‌کردم.

 

درس هم که می‌گفتم روی همان حافظه قوی بود که خیلی نیاز به مطالعه نداشتم و بعضی روزها که به درس می‌رفتم، آقایان وقتی که می‌دیدند عبارت نمی‌خوانم می‌فهمیدند که من قبلا مطالعه نکرده‌ام، حالا که پیر شدم و از کار افتاده‌ام ولی معذلک حالا هم که یک حدیث یا دعایی را سه چهار مرتبه می‌خوانم حفظ می‌شوم. امام خمینی در تدریس فلسفه، عرفان ،‌فقه و اصول استاد اول شناخته می‌شدند. در آن وقت امام خمنی یکی از مدرسین خیلی مبارز حوزه بودند که همه ایشان را به عنوان اینکه یک آقای فوق‌العاده‌ای است، می‌شناختند. تدریس‌شان هم خیلی بالا گرفت و با اینکه آقایان مراجع هم بودند ولی تدریس ایشان در قم اولویت پیدا کرد. یادم هست که امام خمینی در مسجد ما ... نزدیک محله یخچال قاضی تدریس می‌کردند و مسجد تقریبا پر می‌شد و ایشان یک آقای معروفی مشهور به فلسفه و عرفان و فقه و اصول و استاد اول شناخته می‌شدند.

 

بنده در سال 1349 قمری که وارد قم شدم دو سه روز پس از ورود، با امام خمینی آشنا شدم و کم کم آشنایی ما بالا گرفت و به رفاقت کشید و گاه در تمام مدت شبانه‌روز با ایشان بودم. در این مدت طولانی که در قم بودیم، انس ما عمده با ایشان بود و نمی‌شد هفته‌ای بگذرد و دو سه جلسه در خدمتشان نباشیم و یادم نمی‌رود که یک ماه مبارک رمضان، حدیث طیر مشوی که از کتاب «عبقات» را و دوره این کتاب را در شب‌نشینی‌هایی که با ایشان و چند تن دیگر از دوستان داشتیم از اول به آخر مفصلا خوانده شد و از جمله کسانی که برای آمدن من به یزد سفارش زیاد کرد، آقای خمینی بود. در سال 1330 شمسی که برای انجام کاری به یزد آمدم مرحوم حاج آقا وزیری از روحانیون سرشناس یزد پیشنهاد ماندن ما را داد و در این باره خیلی سعی و کوشش نمود و تلگرافاتی هم به قم شد. آقایان قم با اینکه در پاسخ تلگراف نوشته بودند که بودن من در قم ضرورتش بیشتر است مع‌الوصف پذیرفتند و ما برای همیشه وارد یزد شدیم.

 

در اینجا که ماندنی شدیم در کنار درس و بحث، بعضی از کارها را شروع کردیم از جمله: تعمیر مدارس، مدرسه «خان» خیلی خراب بود و مدرسه عبدالرحیم خان هم مرکز زباله بازار شده بود و مسجد روضه محمدیه را هم تعمیر نمودیم و خلاصه اینکه کارهایی را که مربوط به روحانیت نمی‌شود، شروع کردیم. در سال 1341 که قضیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی شروع شد من با امام خمینی تماس مستقیم داشتم و خیلی ها اینجا رفت و آمد می‌کردند و مدیریت جمع کردن آقایان روحانیون و تلگراف کردن راجع به این انجمن‌ها تقریبا زیر نظر بنده بود. مجالس فوق‌العاده‌ای هم بود و تقریبا هر روز و هر شب یک اجتماع روحانی تشکیل می‌شد.

 

الحمدالله در اثر سعی و کوشش و فشار آقای خمینی، دولت مجبور شد که این پشنهاد را لغو کند. بعد از اینکه این قضیه تمام شد، قضیه آن شش ماده پیش آمد که از طرف شاه پیشنهاد شده بود و همه دیدند که این بدتر از آن قضیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی است و کسی هم که از اول مخالفت کرد، آقای خمینی بود. بعضی از آقایان هم از اول حاضر به همکاری نبودند ولی کم کم کار به جایی رسید که آنها هم ناچار شدند و گوشه و کنار تلگرافاتی می‌زدند و اعلامیه‌هایی می‌دادند و اینجا هم از ناحیه روحانیت تلگرافاتی شد و اطلاعیه‌هایی صادر گردید. در آن موقع از طرف ساواک یک کسی پیش ما آمد و گفت که مأمور مراقبت شما هستم، شما چه نقشی دارید؟

 

ما هم علنا نقش خود را نگفتیم و کارهایی را هم که انجام داده بودیم و اطلاعیه‌ها و تلگرافات را همه نشانش دادیم و گفتیم در این راه تا آخر هم هستیم، هر اقدامی که قرار است از طرف ساواک نسبت به ما بشود زودتر انجام بدهید، ولی چون بهانه صحیحی نداشتند، نتوانستند ما را تعقیب کنند. وقتی که کار بالا گرفت و هر شهر و دیاری با آقای خمینی موافقت کرد، قضیه 15 خرداد در تهران اتفاق افتاد که مصادف بود با 12 محرم، اینجا هم طبق سنت همیشگی مجلس مفصلی در مسجد ملا اسماعیل و با جمعیت فوق‌العاده‌ای برگزار شد. خبرها مرتب می‌رسید و از جمله خبر سخنرانی مفصل آقای خمینی در عصر عاشورا در مدرسه فیضیه علیه شاه که در آن موقع به قدری به نظر مردم بعید می‌آمد که حساب نداشت. کی قدرت داشت که اسم شاه را بی‌وضو ببرد و آقای خمینی در آن روز چنان شاه را کوبید که اصلا آبرویی برای او نماند و گفت که کاری نکن که مثل روزگار پدرت بشود که وقتی از اینجا رفتی، مردم خندان باشند و جشن بگیرند و بقیه آن سخنرانی که حتما شنیده‌اند.

 

شب بعدش هم ایشان را گرفتند و به تهران بردند و بعد از هر شهر و استانی گروهی از مشهد، آقای نجفی از قم و بنده هم از یزد رفتم. اوضاع در تهران به قدری وخیم شده بود که به هر خانه‌ای پا می‌گذاشتی، صاحبخانه می‌ترسید، حتی وقتی وارد خانه نزدیکان هم می‌شدیم بند از بندشان پاره می‌شد. ما در تهران ماندیم تا وقتی که از طرف ساواک گفتند که باید بروید. یادم هست در منزل آقای میلانی بودیم و همه مهاجرین اهل علم شهرها هم بودند که پاکروان علیه ما الیه آنجا آمد و گفت آقایان باید تا پنجشنبه از تهران بروند، خیلی‌ها رفتند و خیلی ها را هم بردند. بر حسب ظاهر نتیجه‌ای از مسافرت و گردهمایی گرفته نشد مگر شهرت اینکه برای استخلاص آقای خمینی همه به تهران رفتند و جریحه‌دار شدن قلوب مردم که این هم خودش نتیجه بزرگی بود و انزجاری از مردم نسبت به دستگاه پیدا شد. بالاخره امام برحسب ظاهر آزاد شدند و به قم آمدند. چند روزی در خدمتشان بودیم که عازم مکه شدم و پس از مراجعت از مکه دوباره چند صباحی در قم ماندم و اغلب روزها و شب‌ها در خد مت ایشان بودم که گروهی از یزد آمدند و ما را به سوی یزد حرکت دادند. در مدتی که ایشان در قم بودند قبل از تبعید شدن به ترکیه، گاهی دستوراتی می‌رسید و ما هم عمل می‌کردیم. یادم هست که آقای فلسفی را برای سخنرانی دعوت کرده بودیم و جلسه خیلی عظیمی تشکیل می‌شد که در شب پنجم خبر رسید که امام را به ترکیه تبعید کردند. گفته شد که مجلس ادامه داشته باشد یا تعطیل شود؟

 

ما در جواب گفتیم اگر بناست حرفی نزنید و مجلس عادی برگزار بشود، چنین مجلسی نتیجه‌ای ندارد ولی اگر موضوع، تعقیب می‌شود و می‌توانید از خودگذشتگی نشان بدهید و علیه اقدامی که کرده‌اند، صحبتی بکنید مجلس برقرار باشد. بالاخره بعد از دو سه روز دستور آمد که آقای فلسفی را جلب و به تهران اعزام کنند، ما هم به شهربانی رفتیم و با رییس شهربانی خیلی درست صحبت کردیم و به هرحال نزدیک به غروب ایشان را به تهران اعزام نمودند. ماهیانه هم یک کمک مالی مستمر می‌شد و گاهی هم کمک فوق‌العاده‌ای انجام می‌گرفت تا اینکه مبارزات شروع شد و ما هم اینجا مبارزه را شروع کردیم و اگر اطلاعیه‌ یا اعلامیه‌ای از نجف صادر می‌گردید متن آن به وسیله متن برای ما خوانده می‌شد. امام که به پاریس تشریف بردند اوضاع بهتر و جنبش مردم هم زیادتر شد. مراوده و مراسلات و تلفن نیز بین ما شدت بیشتری پیدا کرد و اعلامیه‌هایی را که امام در پاریس صادر می‌کردند اینجا به وسیله تلفن ضبط می شد و ما آن را به اطلاع علمای مشهد و تبریز و شیراز و استان‌های دیگر می‌رساندیم و آنها هم تلفنی ضبط می‌کردند و در خود یزد هم به مقدار کافی چاپ و پخش می شد. خود بنده هم اعلامیه‌های خیلی زیادی دادم و اولین کسی که درباره سینما رکس آبادان اعلامیه داد و گناه را به گردن دولت گذاشت بنده بودم و دو روز بعد هم از طرف امام اعلامیه‌ای صادر شد

یک روز دو نفر از تهران پیش من ، به یزد آمدند ( که یکی از آنها مطمئنا از طرف ساواک بود ) و گفتند که ما یک پیشنهادی برای شما داریم و آن پیشنهاد این  است که:

 

 شاهنشاه حاضر شدند ، تمام تشکیلات دولتی را در اختیار آقای خمینی بگذارند ، شما و دو نفر دیگر پیش آیت‌الله خمینی بروید و بگویید که هر چه هست به ایشان تفویض می‌کنم . هیئت دولت ، مجلسین ، ارتش و تمام تشکیلات دولتی را بدون کم و کسر در خدمت آیت‌الله خمینی قرار می‌دهیم ، منتهی به یک شرط که شاه باشد و این گونه باشد که  سلطنت نه حکومت من مقداری فکر کردم و عاقبت گفتم : آمادگی خود را بعدا اظهار می‌کنم.

 

ما به شهربانی فرستادیم تا تذکره‌ای برای پاریس بفرستیم . تا پیغام رفت ، بلافاصله تذکره سبزرنگی که نمی‌دانم به آن چه می‌گفتند ( شاید به آن تذکره سیاسی می‌گفتند ) یک افسری آورد و دو دستی تقدیم کرد ، بعد از این ماجرا من به سوی قم حرکت کردم ، تا با اخوی امام حضرت آیت‌الله پسندیده تماس بگیرم و درباره این پیشنهاد با ایشان صحبت کنم . ایشان در جواب من درباره این موضوع گفتند : من آنها را پیش شما فرستادم ، چندی پیش همین دو نفر به اینجا آمده بودند . و از من چنین چیزی خواسته بودند و من ، شما و آن دو نفر را معرفی کردم . من به ایشان گفتم

آقای پسندیده ، حالا واقع امر هر چه باشد ، اولا که امام صد درصد نمی‌پذیرند ، به علاوه ما این طرف به سوی پاریس می‌رویم ، رادیو و تلویزیون خواهد گفت : فلان کس از طرف " شاه " برای اصلاح رفتند ، این دیگر آبروئی برای ما نمی‌گذارد . 

ایشان گفتند : " نه درباره شما چنین چیزی نیست " . 

 

با این حال من استخاره کردم که برویم یا نرویم ، استخاره این طور به ما نشان داد که فعلا صبر کنیم ، من به یزد برگشتم . در این خلال ، پیغام‌هایی از طرف شاه به استاندار یزد داده شده بود که بیاید با ما ملاقات کند که من قبول نکردم ، دو سه روز بعد ، یکی از نزدیکان " آقا " تلفن کردند که : " شما بنا بود به پاریس بیایید ، چه شد ؟ گفتم : " معذورم نمایید " گفتند : " درباره تو این حرف‌ها اثری ندارد و امام مایلند که شما به پاریس بیایید و در ضمن ، آقای خامنه‌ای را هم به همراه بیاورید " . بعد از تلفن ، پشت ما دیگر گرم شد و فهمیدیم که چیزی نیست . هر چه خواستم با آقای خامنه‌ای تماس بگیرم ، نشد ، خودم با چند تن از دوستان من جمله آقای اعتمادیان به پاریس رفتیم . آنجا در خدمت امام ، ملاقات‌هایی انجام شد و همین صحبت‌ها را من با امام کردم ، قبلا هم سنجابی و بازرگان این حرف‌ها را زده بودند ، به امام عرض کردم که من نیامده‌ام که آن حرف‌ها را بزنم و از شما چیزی بخواهم و می‌دانم که شما هیچ‌گونه موافقتی در این مورد ندارید من باب سرگذشت عرض می‌کنم ایشان فرمودند: .

 

نهضتی که در عالم نظیر نداشته ، در ایران شده است و آنها تمام هم‌شان بر این است که این نهضت شکست بخورد و پس از خوابیدن نهضت ، اگر ما بخواهیم چنین نهضتی را از نو تجدید کنیم ، صد در صد برای ما میسر نیست . و پس از آنکه نهضت خوابید و خودشان بر اوضاع و احوال مسلط شدند ، صد در صد بدتر از قبل عمل خواهند کرد آنکه راست بگویند و تمام اختیارات را به ما واگذار کنند و شاه هم باشد که سلطنت کند ، نه حکومت ، آن وقت من جواب آن زنی که ظهر وقتی که سفره‌اش را پهن می‌کرده و دو سه تا جوانانش در کنارش بوده‌اند و با هم غذا می‌خوردند . حالا نگاه می‌کند و می‌بیند که هیچیک از جوانانش نیستند و همه شهید شدند . جواب این زن را چه بگویم ؟! و بگوید که جوان‌های ما را به کشتن دادند و خودشان رفتند و صلح کردند و آشتی نمودند ؟! نخیر ، جز آنکه شاه برود چیز دیگری نیست " .

 

پس از ده ، دوازده روز اقامت در پاریس با کسب اجازه از محضر امام به ایران برگشتم و در یزد بودم . مبارزات مردم همچنان ادامه داشت ، تا وقتی که خبر بازگشت هجرت امام به وطن را شنیدم ، من برای استقبال و شرکت در مجالس ، به سمت تهران حرکت کردم . بختیار وقتی فهمید ، بنده به تهران آمدم ، به وسیله یکی از معاونین خود که یزدی بود پیغام داد که ما می‌خواهیم با شما ملاقاتی داشته باشیم ، من گفتم : بعدا به شما اطلاع می‌دهم و... این بود تا روزی که امام می‌خواستند به ایران تشریف بیاورند که راه را برای ورود امام بستند ، فرودگاه را بستند . بعد از بستن ، روحانیت متعهد و کسانی که زندانی بودند و از زندان آزاد شده بودند ، مانند آیت‌الله منتظری ، مرحوم آیت‌الله طالقانی ، آیت‌الله طاهری و دیگر علما ، این‌ها گفتند : " بهتر است که ما یک جائی متحصن شویم " .

 

پس از ریختن افکار روی هم تصمیم گرفتند برای اینکه یک وحدت بیشتری بین دانشگاه و روحانیت باشد ، در مسجد دانشگاه متحصن شوند ، منتهی چون منزل نزدیک بود ، من شب‌ها را در آنجا نمی‌ماندم و برمی‌گشتم ، این اجتماع و نماز جماعت و سخنرانی برپا بود و این‌ها برای هماهنگ کردن ملت و برای ارعاب دولت انجام می‌شد که بداند روحانیت در صحنه است ، دانشگاه در صحنه است ، تمام جمعیت در صحنه‌اند و با بستن فرودگاه کاری از پیش نخواهند برد و امام به هر صیغه‌ای باشد به ایران تشریف خواهند آورد . در حوالی دانشگاه یک محل ژاندارمری بود که یکی ، دو مرتبه مردم را به رگبار گلوله و مسلسل بستند که عده زیادی را به شهادت رساندند و به این طریق خواستند مردم را متفرق کنند که باز بحمدالله نشد و مردم اجتماع خود را محکم‌تر کردند و انسجامشان بیشتر شد و یادم نمی‌رود که این فکر در مغزمان خطور کرد که اگر یک سماجت بیشتری از طرف بختیار نشان داده بشود ، به طرف فرودگاه حمله‌ور شویم و آنجا برویم و هر چه پیش‌ آمد خوش آمد که بحمدالله به اینجا نکشید و خبر تشریف آوردن امام داده شد . آن استقبال که از امام شد من گمان نمی‌کنم از اول خلقت آدم تا به حال ، یک همچنین استقبالی از کسی شده باشد ، بعد از اینکه امام در فرودگاه آمدند ما ده دقیقه قبل از امام به اتفاق شهید مطهری و دو نفر دیگر از فرودگاه به سمت بهشت زهرا راه افتادیم . بعضی جاها به گمانشان امام در ماشین ما هستند ، تقریبا حدود دانشگاه بود دور و برمان را گرفتند و به هر قسم و آیه‌ای که بود متفرقشان کردیم ، از آنجا که حرکت کردیم تا وارد بهشت زهرا شدیم .

 

کیلومتر راه طرفین جاده تا آنجایی که چشم کار می‌کرد جمعیت بود ، در خود بهشت‌زهرا که شاید یک میلیون ، دو میلیون جمعیت آمده بودند ، جای پا نبود . امام به یک زحمتی توانستند برای سخنرانی وارد بهشت‌زهرا شوند ، اجتماع بیش از حد مردم نمی‌گذاشت ، بنده یک مقداری صحبت کردم ، مرحوم مطهری صحبت کرد ، بالاخره فشار جمعیت به حدی بود که امام را برگرداندند و با هلی‌کوپتر ایشان را آوردند . امام در بهشت زهرا آن سخنرانی تاریخی را ایراد کردند و گفتند که : " من مشت به دهن این دولت می‌زنم ، من خودم را به واسطه پشتیبانی این ملت ، نخست‌وزیر تعیین می‌کنم " .

 

پس از ده روز از ورود امام ، انقلاب در 22 بهمن پیروز شد و معجزه در اینجاست ، که عصر 21 بهمن ، حکومت نظامی اعلام کرد که : "ساعت 5/4 مقررات حکومت نظامی اجرا می‌شود ." خبر به گوش امام رسید ، ( من آن موقع تهران بودم ) ، امام فرمودند : مردم بریزند بیرون و مردم هم بیرون ریختند و شهر را سنگربندی کردند و خود را برای فداکاری حاضر نمودند و تا حدود صبح بود که الحمدالله آنها شکست فاحشی خوردند و روز 22 بهمن روز فتح و پیروزی ملت ما شد . این روز برای ملت مسلمان ما ، روز تاریخی است و هر کس ، هر خدمتی که از دستش برای بزرگداشت سالگرد پیروزی انقلاب بر‌می‌آید ، کوتاهی نکند .


برچسب‌ها: شهید محراب, ایت الله صدوقی کرمانشاهی, شهید صدوقی کرمانشاهی, زندگی نامه
لینک ثابت

حجت الاسلام قرائتی در اجلاس سراسری نماز

 (عزم جدی برای ساخت مسجد در كشور نیست )

خبرگزاری فارس: عزم جدی برای ساخت مسجد در كشور نیست


برچسب‌ها: ححت السلام قرائتی, اجلاس نماز, اجلاس سراسری نماز, کرمانشاه, محسن قرائتی

اهمیت اجلاس سراسری نماز در کلام دو امام جمعه


امام جمعه قصر شیرین:

اجلاس نماز در استان اثرات دینی و معنوی

 بسیاری به دنبال دارد.


امام جمعه سنقر و کلیایی:

این اجلاس فضای كشور و استان ما را 

عطرآگین خواهد كرد.


برچسب‌ها: امام جمعه سنقر و کلیایی, امام جمعه قصر شیرین, اجلاس نماز, کرمانشاه


با قرائت پیام مهم مقام معظم رهبری

اجلاس سراسری نماز در کرمانشاه آغاز به کار کرد


کرمانشاه – هم اکنون چهارشنبه 15 شهریور 91 در محل سالن انتظار کرمانشاه بیست و یکمین اجلاس سراسری نماز با شعار نماز و نهضت مسجد سازی و با حضور 800 مهمان از سراسر کشور به مدت دو روز آغاز به کار و در حال برگزاری است و با پیام مقام معظم رهبری آغاز شد و با پیام آیت‌اله جوادی آملی به اتمام خواهد رسید‌.

 دبیر اجلاس سراسری نماز در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه  70مسجد در استان کرمانشاه همزمان با برگزاری اجلاس افتتاح می‌شود گفت: 14 مسجد نیز همزمان با اجلاس نماز به بهره برداری خواهد رسید وکار بازسازی 100 مسجد نیز آغاز می‌شود و 150 کتاب دینی نیز به کتابخانه‌ها افزوده خواهد شد.

محمد عبداللهی افزود: در این اجلاس هفت سخنران و سه میز گرد علمی کاربردی با محوریت نماز و مسجد برگزار خواهد شد و از 14 دستگاه فعال در عرصه نماز تجلیل به عمل می‌آید.

وی ادامه داد: در خصوص پیام مقام معظم رهبری یعنی‌"‌نماز و نهضت مسجد‌سازی" 1300 مقاله دریافت شده است که 21 مقاله در اجلاس تجلیل می‌شود و 3 چکیده مقاله نیز ارائه خواهند شد.

گفتنی است؛ در این مراسم سید دادوش هاشمی استاندار کرمانشاه‌، حجت‌الاسلام قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز‌، آیت‌اله علما نماینده ولی فقیه و امام جمعه کرمانشاه و تعدادی از طلاب و روحانیون شیعه و سنی به سخنرانی خواهند پرداخت.


برچسب‌ها: اجلاس نماز, شروع اجلاس نماز, کرمانشاه, حجت الاسلام قرائتی
لینک ثابت

نماز عيد فطر در اسلام آباد غرب اقامه شد

مردم اسلام آباد غرب در روز عید سعید فطر در گردهمايي بي نظيري نماز عيد فطر

 را به امامت حجه الاسلام ابطحي نماينده ولي فقيه در شهرستان اقامه كردند.


برچسب‌ها: حجت الاسلام ابطحی امام جمعه اسلام آباد غرب, نماز عید سعید فطر اسلام آباد غرب
 زندگی نامه دو روحانی کرمانشاهی

۱-حجت الاسلام شیخ وحید احمدی دینوری

۲-حجت الاسلام سید مسعود معصومی لاری




برچسب‌ها: حجت الاسلام وحید احمدی, حجت الاسلام سید محمد مسعود معصومی لاری
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی حادثه دلخراش زلزله آذربایجان شرقی
 
حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی حادثه تلخ زلزله در منطقه شمال غرب کشور با صدور پیامی برای خسارت دیدگان و بازماندگان این حادثه صبر و اجر مسالت کردند.
 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن پیام به این شرح است:
 

 بسم الله الرحمن الرحیم

حادثه ی تلخ زلزله ی آذربایجان مایه ی اندوه عمیق گردید. رحمت خداوند بر درگذشتگان و شفای عاجل برای مصدومان و صبر و اجر برای بازماندگان و خسارت دیدگان را از خداوند متعال مسألت میکنم.

لازم است مسئولان محترم و عموم ملت عزیز مساعی خود را برای کاهش آلام این عزیزان به کار برند.

والسلام علیکم و رحمه الله

 سیّدعلی خامنه ای

22/مردادماه/1391


برچسب‌ها: پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی حادثه دلخراش زلز
لینک ثابت
شهادت جانسوز مولای عارفان امیر مومنان حضرت علی (ع) تسلیت باد

لینک ثابت
درمورد بقعه مبارک حضرت سیده فاطمه(س)
 

برچسب‌ها: بقعه سیده فاطمه کرمانشاه, امازادگان کرمانشاه
مدرسه علمیه کرمانشاه
یکشنبه هشتم مرداد 1391 | محمد رسول
مدرسه علمیه كرمانشاه      

آیت الله سید محمد حسین علوی بروجردی می گوید:

اگر خوانندگان عزیز به خاطر داشته باشند ، در فصول اول كتاب به مناسبت ذكری كه از مرحوم سید محمد طباطبایی به میان آمد ، نامی هم از آقا محمد علی كرمانشاهی فرزند ارجمند وحید بهبهانی برده شد .

حوزه علمیه كرمانشاه كه از آن روز با وجود آن عالم جلیل موقعیت خاصی یافته بود مركز تجمع بزرگان علم و یكی از حوزه‌های معتبر علمی شیعه بود كه دوران مختلفی را پیموده و اخیرا هم به همت والای آیت الله مرحوم حاج شیخ محمد هادی جلیلی می‌رفت كه دوران پرعظمت گذشته خود را تجدید نماید . آیت الله فقید در این شهرستان بزرگ ، اثر زیبا و جالبی از خود باقی گذارده است كه‌ بی‌اندازه تماشایی است . بزرگترین امتیاز این مدرسه در این است كه تنها مدرسه منحصر به فرد شهرستان كرمانشاه است كه فقط مدرسه است . اگر چه در كرمانشاه اكثر مساجد دارای حجراتی هستند كه برای پذیرایی از طلاب آماده گردیده است ، ولی مدرسه مستقل در كرمانشاه فقط همین مدسه است كه در زمینی به مساحت دو هزار و پانصد متر كه از طرف آقای حاج عباسعلی فرهودی اهدا شده است در دو طبقه و به سبكی بسیار بدیع و جالب با 60 اتاق بنا گردیده و رعایت همه جهات در ساختمان این مدرسه شده است ، مجموع مخارج مدرسه در حدود نیم میلیون تومان شده است كه قسمتی را بازرگانان و مردان خیر كرمانشاه و بقیه را آیت الله فقید پرداخته‌اند و بعد از ساختمان هم به دستور آیت الله فقید یك دسته از طلاب قم به سرپرستی عالم جلیل القدر و دانشمند معظم آقای امام سدهی و چند نفر از مدرسین بزرگ و برجسته حوزه قم در میان استقبال پرشور و گرم مردم كرمانشاه به این شهر وارد و در مدرسه ساكن و دانشمند محترم و خطیب شهیر آقای فلسفی هم كه به امر آیت الله فقید همراه این عده به كرمانشاه وارد شده بود در خلال چندین شب سخنرانی ، موقعیت حوزه علمیه كرمانشاه و ارزش این اقدام بزرگ آیت الله فقید را تشریح و در حالی كه سیل نامه و تلگراف تشكر و تقدیر از كرمانشاه به قم سرازیر بود و همه طبقات از این اقدام آیت الله سپاسگزاری می ‌نمودند حوزه كرمانشاه و مدرسه جدید البنا افتتاح و صفحه دیگری به تاریخ خدمات آن مرد بزرگ آسمانی افزوده گردید . نكته‌ای را كه لازم است تذكر داده شود این است كه مردم با همت و قدرشناس شهرستان كرمانشاه ، بعد از رحلت آیت الله فقید همه امور مدرسه و طلاب را كه زیر نظر مستقیم دانشمند محترم و عالم متقی حجت الاسلام آقای جلیلی فرزند برومند آیت الله جلیلی كه خود جوانی با ایمان و عالم و بزرگوار و سالها در قم و نجف تحصیل نموده‌اند تكفل نموده و فعلا به حمد الله مدرسه با وضع آبرومندی اداره می شود و امید است كه خداوند عالم این حوزه و همه حوزه ‌های علمی را از گزند حوادث مصون و محفوظ بدارد .

..............................................................................................

علوی بروجردی، سید محمد حسین، خاطرات زندگانی حضرت آیت الله العظمی بروجردی ،ص108.

 

مدرسه آیت الله بروجردی درکرمانشاه

به همت و دستور آیت الله بروجردی مقدمات خرید زمین این مدرسه فراهم شد . یکی از افراد خیر کرمانشاه به نام حاج عباسعلی فرهودی زمین آن را به مساحت 3500 متر مربع به ارزش هفتاد هزار تومان به طور رایگان در اختیار نماینده معظم له قرار داد و کار ساختمان سازی آن آغاز گردید . برخی از تجار تهران و کرمانشاه هزینه باقیمانده آن را بر عهده گرفتند و مقداری از آن هم خود مؤسس تقبل کرد . بنای مدرسه در دو طبقه با شصت حجره و متعلقات در سال 1335 ه.ش. به پایان رسید و در اختیار طلاب علوم دینی قرار گرفت و این در حالی بود که قبل از آن شهر کرمانشاه فاقد مدرسه مستقل برای طلاب علوم دینی بود .

..............................................................

ابازری ، عبدالرحیم آیت اخلاص، ص 93.

 

مدرسۀ آیت الله بروجردی در کرمانشاه

سابقه دینی کرمانشاه از لحاظ امور دینی و حوزۀ علمی از زمان مرحوم آقا محمد علی کرمانشاهی مجتهد معروف فرزند ارشد استاد کل وحید بهبهانی متوفی به سال 1216 که از کربلا به ایران آمد و در این شهر رحل اقامت افکند، آغاز می شود. از آن زمان بسیاری از علما روی به آن شهر نهاده و با استفاده از محضر آقا محمد علی و علمای دیگر به مقامات علمی و عملی نائل گشته، و از همین جا شالودۀ حوزۀ علمیۀ کرمانشاه پی ریزی شد، ولی از  یک ربع قرن به این طرف کرمانشاه مانند اغلب شهر های ایران اهمیت حوزه خود را از دست داد. بعد از شهریور بیست مرحوم آقا شیخ محمد هادی جلیلی عالم بزرگ کرمانشاه حوزۀ مختصری دائر و از جانب مرحوم آیت الله اصفهانی به ادارۀ امور آن همت گماشت.

شهر کرمانشاه اصولاً مدرسه مستقلی نداشت، و مدرسه آن منحصر به حجراتی در اطراف مسجد حاج شهباز خان بود که معبر عمومی است، و از این نظر ادارۀ یک حوزه مرتب ر امشکل می نمود. تقریباً دوازده سال پیش یکی از علمای محترم کرمانشاه، آقای حاج سید محمد میبدی هنگام تشرف به خدمت آیت الله فقید موضوع را مطرح و جداً از آن فقید سعید می خواهند دستور دهند مدرسۀ آبرومندی که در خور شأن محصلین علوم دینی باشد در کرمانشاه ساخته شود و حضرت آیت الله نیز عنایت بیشتری به وضع حوزۀ آن شهر داشته باشند.

آن پیشوای بیدار نیز منظور ایشان را اجابت نموده طی نامه ای که برای مرحوم حاج حسن ارجمند وکیل خودشان مرقوم داشته بودند، دستور دادند که باهمکاری آقایان علمای کرمانشاه وجوه لازمه را تأمین و از طرف ایشان شروع به ساختمان چنین مدرسه ای بنمایند، خودشان نیز مبلغ ده هزار تومان به این منظور اختصاص دادند.

نویسندۀ این کتاب آن ایام که مصادف با ماه رمضان بود در کرمانشاه بودم، و در بعضی از جلسات بنای آن شرکت داشتم، و برای تأسیس آن نیز طی سخنرانی های خود در منبر تبلیغ می نمودم و  و ضرورت بنای آن را مورد تأکید قرار می دادم. در اولین جلسه ای که تجارو علمای کرمانشاه با حضور مرحوم شیخ هادی جلیلی گرفتند یکی از محترمین کرمانشاه به نام آقای حاج عباسعلی فرهودی زمین آن ر ابه مساحت 2500 متر و  به ارزش هفتاد هزار تومان به طور رایگان اهدا کرد، سپس شروع به ساختمان کردند.

کلیۀ هزینه ساختمان مدرسه (غیر از زمین آن) در حدود پانصد هزار تومان می شود. قسمتی از کرمانشاه و تهران تهیه شد و بقیه را آیت الله بعهده گرفتند. بدین گونه مدرسه آیت الله بروجردی کرمانشاه در دو طبقه بسیار عالی تکمیل و آمادۀ کار شد. بعد از خاتمه کار، به دستور آیت الله فقید، عده ای از محصلین حوزۀ علمیه قم به سرپرستی سه نفر از علمای بزرگ و با شخصیت حوزه، آقایان امام سدهی، حاج شیخ عبدالجواد اصفهانی، و حاج شیخ عطاء الله اصفهانی برای افتتاح آن همراه چند تن از علما و نمایندۀ خودشان عازم کرمانشاه شدند.

این هیئت علمی به معیت خطیب شهیر جناب آقای فلسفی که به امر آیت الله فقید برای ایراد ده جلسه سخنرانی در موقع افتتاح حوزه مزبور دعوت شده بودند حرکت نموده و پس از ورود طی تشریفات پر شور و بی نظیری مدرسه کرمانشاه در آذرماه 1335 شمسی افتتاح و امور آن زیر نظر سه عالم محترم نامبرده اداره شد.

بعد از وفات مرحوم مرحوم شیخ هادی جلیلی که ریاست دینی کرمانشاه و اطراف را داشتند، از طرف آیت الله فقید آقای حاج شیخ عبدالجلیل جلیلی فرزند وی نظر به این که اهل محل هستند، به سمت سرپرستی مدرسه تعیین و اینک ایشان و آقایان نامبرده و آقای حاج شیخ حسن علامی که ایشان نیز از علما وفقهای معروف می باشند، امور علمی و تدریس سطح و خارج حوزه آن جا را بعهده دارند.

مدرسه آیت الله بروجردی در کرمانشاه دارای 60 حجره است، و 150 محصل علوم دینی در آن تحصیل می کنند. بعد از بنای مدرسه آقای حاج فرهودی چند باب مغازه و آقای حاج علی سارابی از محترمین کرمانشاه قسمتی از اراضی خود را وقف آن نموده اند. امیدوریم سایر اهل خیر نیز همت نموده از وقف و اهداء قسمتی از املاک خود برای مدرسه مزبور که یادگار بزرگ آیت الله بروجردی در آن صفحات است، مضایقه ننمایند تا امور مدرسه مستقلاً از عوائد آن تأمین شود، و پس از آیت الله فقید به حیات علمی خود ادامه دهد.

.....................................................................................................................

دوانی ،علی، مفاخر اسلام ،ج12،ص431.

 

مدرسه کرمانشاه

این مدرسه در زمینی به مساحت دو هزار و پانصدر متر و در دو طبقه بنا شد و دارای 60 اتاق و همچنین کتابخانه می باشد

................................................................................................................

تهوری، مسلم،آیت الله بروجردی و اتحاد دنیای اسلام(منادیان تقریب3)، ص 150.

 

تأسیس مدرسۀ علمیۀ کرمانشاه

حمایت از حوزه های علمیۀ موجود وهمچنین تأسیس مدرسۀ دینی در شهرهایی که فاقد حوزه بودند،مورد علاقه وتوجه آیت الله بروجردی بود.یکی از آن موارد،ایجادمدرسۀ دینی در شهر کرمانشاه بود که در یک نقطه مناسب شهر بنا گردید ومتصدی این کار نیز یکی از افراد مورد اعتماد ایشان در کرمانشاه بود. پس از اتمام ساختمان برای افتتاح مدرسه وچند شب سخنرانی به دستور معظم له در آذر 1335 شمسی به این شهر مسافرت نمودم.تا آن جا که به خاطر دارم سه نفر از علمایی که در قم بودند-آقای امام جمعه سده، آقای اشرافی اصفهانی وآقای شیخ عبدالجواد –به در خواست معظم له با جمعی از طلاب،که به نظرم می آمد بعضی از آنها هم کرمانشاهی بودند ودر قم تحصیل می کردند،داوطلب اقامت وادامۀ تحصیل در این شهر شدند.

................................................................................

خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی،مركز اسناد انقلاب اسلامی ،ص211.

 
برچسب‌ها: مدرسه علمیه کرمانشاه
لینک ثابت

شهید بزرگوار سید سعید جعفری در کلام علمای بزرگ حضرات ایات

شهید اشرفی اصفهانی. شهید محمدی عراقی. حسینی نجومی کرمانشاهی. جلیلی کرمانشاهی. حاج اخوند کرمانشاهی. حجتی هرسینی و عبدالهی اصفهانی


برچسب‌ها: شهید اشرفی اصفهانی, شهید محمدی عراقی, حسینی نجومی کرمانشاهی, جلیلی کرمانشاهی, حاج اخوند کرمانشاهی, حجتی هرسینی و عبدالهی اصفهانی

حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ احمد شیرین سخن از روحانیون و علمای بزرگوار کرمانشاهی می باشند که قریب دو سال است بعنوان مدیرعامل سازمان آرامستان کرمانشاه منشاء خیرات و برکات فراوانی در خدمت به شهروندان کرمانشاهی بوده اند. وی اخیرا در مصاحبه ای طولانی با هفته نامه غرب گوشه هایی از خدمات سازمان آرامستانها را بیان کرده که در ادامه مطلب می آید:



برچسب‌ها: حجت الاسلام والمسلمین حاج احمد شیرین سخن, احمد شیرین سخن

به مناسبت درگذشت همسر مکرمه حاج سید سعید حیدری طیب نماینده محترم مردم شریف کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی حضرات ایات .حاج شیخ مصطفی علما .حاج شیخ حسین زرندی و حاج شیخ حسن ممدوحی و همچنین بیت مرحوم ایت الله نجومی در پیام های جداگانه ای این ضایعه مولمه را به بازماندگان آن مرحومه مغفوره تسلیت گفتند متن پیام ها به شرح زیر می باشد

پیام تسلیت آیت اله ممدوحی عضو مجلس خبرگان رهبری و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

جناب آقای سید سعید حیدری طیب نماینده مردم شریف کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی

سلام علیکم

مصیبت درگذشت همسر مکرمه اتان را به جنابعالی و بستگان معزا تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحومه غفران الهی و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت می نمایم.

“حسن ممدوحی کرمانشاهی”


تسلیت خاندان سادات نجومی به نماینده کرمانشاه
برادر گرامی سید سعید حیدری طیب نماینده محترم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی
"کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام"

با سلام . بدینوسیله ضا یعه در گذشت همسرتان را به جنابعالی وبرادران حاج علیانی تسلیت عرض نمود وبرای آن مرحومه طلب مغفرت وبرای مجروحان شفای عاجل مسئلت داریم .ما را در غم خود شریک دانسته خدا به شما و بازماندگان صبر عنایت فرماید.

خاندان سادات  نجومی


برچسب‌ها: تسلیت ایت الله ممدوحی به حیدری طیب, تسلیت ایت الله زرندی به حیدری طیب, تسلیت ایت الله علما به حیدری طیب, تسلیت خاندان نجومی به حیدری طیب
لینک ثابت

در پی سانحه تصادف، همسر نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی جان خود را از دست داد.

خبرگزاری فارس: همسر نماینده مردم کرمانشاه درگذشت

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه ،‌ همسر سعید حیدری‌طیب در سانحه تصادف در محور همدان به تهران دچار حادثه شد.

براساس این گزارش پس از واژگون شدن خودرو شخصی، همسر این نماینده به کما رفت و امروز ساعت 12 ظهر به دیار باقی شتافت.

مراسم خاک‌سپاری فردا ساعت 9 صبح در باغ فردوس شهر کرمانشاه انجام می‌پذیرد و مراسم ختم روز جمعه در مسجد جامع شهر کرمانشاه برگزار خواهد شد.

لینک ثابت
تصاویر عالم مجاهد و فقیه عالیقدر

حضرت ایت الله حاج شیخ جواد علامی کرمانشاهی(مدضله العالی)

در همایش طلاب مدینه منوره


برچسب‌ها: ایت الله جواد علامی کرمانشاهی, جواد علامی, ایت الله جواد علامی, ایت الله علامی کرمانشاهی
لینک ثابت

درآرزوي شفاعت استاد
درآرزوي شفاعت استاد
 
گفتگو با استاد حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ عبدالخالق تربتی در مورد مقام علمی و معنوی شهید محراب ایت الله اشرفی اصفهانی(ره)


 






برچسب‌ها: عبدالخالق تربتی
علمای بزرگ کرمانشاه
سه شنبه یازدهم بهمن 1390 | محمد رسول

علماي کرمانشاه

 
عكس بالا متعلق به اوايل حكومت رضاخان است ودر شهر كرمانشاه گرفته شده است. شخصيت‌هاي مشهور دراين تصويرعبارتند از:
رديف اول نشسته (راست به چپ):
1-علامه سرداركابلي
2-حاج شيخ حسن علامي
3-حاج سيدجواد نجومي
4-
حاج سيد محمد ميبدي
5-سيدرضا واحدي قمي (پدر عبدالحسين واحدي ،يكي ازسران فدائيان اسلام)
6-آيت الله سيدمحسن امين ،صاحب اعيان الشيعه
7-شمس الدين آل آقا
8-محمد آل آقا
9-معصوم آل آقا
10-علماء آل آقا
11-حاج آقا معين شيرازي
پشت سر(افرادايستاده) ازرجال وتجار شهر كرمانشاه هستند.


لینک ثابت
نخستین نمازجمعه کرمانشاه به امامت سلمان فارسی برگزار شد

از سوی دیگر کرمانشاه در یک کلام پایگاه خدمات متقابل ایران و اسلام است. ظهور و طلوع آفتاب جهان تاب اسلام در ایران از این سرزمین بوده است و نخستین نمازجمعه در قلمرو این سرزمین و به روایت "تاریخ طبری" و "ابن اثیر" ؛ به امامت سلمان فارسی برگزار شده است. این سرزمین شخصیت های مهمی در علم، فرهنگ، سیاست، دیانت و هنر داشته و دارد و داد و ستد فرهنگی و علمی ایران و اسلام ، شناخت چهره واقعی و حقانیت اسلام، پیوند مستمر با سلسله ناب محمدی با پیوستن به حرکت علویان و پاسـداری از دستاوردهای ملـی و مذهبی به طور مداوم از ظهور اسلام تاکنون و صیانت از مرزهای فرهنگی، اعتقادی و ملی از ویژگی های مردم این سرزمین بوده و هست. چنانچه شروع و پایان جنگ تحمیلی در کرمانشاه به وقوع پیوست و تاریخ هیچگاه رشادت های مردم این خطه در آن دوران را فراموش نخواهند کرد.

این استان خواستگاه بسیاری از چهره‌های گذشته و حاضر ادبی، علمی و فرهنگی بوده و هست، از علامه سردار کابلی گرفته تا آیت‌الله العظمی شیخ حسن حجتی هرسینی، آیت الله العظمی شیخ فرج‌الله کاظمی مومیوند، آیت الله شیخ محمدرضا کاظمی، آیت الله عطاء الله اشرفی اصفهانی چهارمین شهید محراب، آیت الله سیدجواد نجومی و مرحوم آیت‌الله حاج سید مرتضی نجومی. آیت الله شیخ حسن و آیت الله شیخ مجتبی حاج آخوند که درمبارزات انقلاب نقشی موثر ایفا کردند. آیت الله معصومی لاری، آیت الله شیخ مجتبی و آیت الله محمد میبدی و خانواده عالم و فاضل آل‌آقا.

هم اکنون نیز استان از ظرفیت‌های بسیاری در حوزه علم و دین برخوردار است از جمله آیت الله حسن ممدوحی که ایشان نیز از شاگردان علامه طباطبایی بوده و حضوری موثر در حوزه‌های علمیه قم در حوزه فلسفه و تدریس دارند. آیت‌الله شیخ محمود امجد و آیت الله بخشی نیز در قم به تربیت طلاب همت دارند.

از دیگر افراد تاثیرگذار در استان آیت الله شیخ محمد حسین زرندی که 23 سال نماینده ولی‌فقیه و امام جمعه این شهر بودند و حوزه علمیه‌ای ماندگار برای کرمانشاه تاسیس کردند که بزرگترین حوزه علمیه غرب کشور است و نیز آیت الله شیخ محمد حجتی فرزند آیت الله العظمی حجتی هرسینی، آیت الله حاج شیخ ذکرالله احمدی نماینده دور سوم مجلس خبرگان رهبری، آیت الله امان الله نریمانی و آیت الله میریونسی که در کنگاور به تربیت طلاب مشغولند و حجت الاسلام دکتر وحید احمدی نماینده دور سوم مجلس شورای اسلامی و دیپلمات وزارت امور خارجه و سفیر سابق ایران در کشور مراکش که دارای مسئولیت های زیادی بوده و هست از دیگر افتخارات استان هستند

لینک ثابت
شهدای روحانی کرمانشاه
پنجشنبه ششم بهمن 1390 | محمد رسول

جا دارد از دیگر شهدای طلبه و روحانی کرمانشاه در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز یاد شود. اسامی آنان به شرح ذیل می‏باشد.

روحانی شهید محمد رضا ارجمندنیا  -متولد کرمانشاه

روحانی شهید شهاب الدین محرابی  -متولد کرمانشاه

طلبه شهید محمد امیری - متولد کرمانشاه

طلبه شهید محمد رضا رضوانی تبار -متولد سنقر

طلبه شهید مجتبی چقازردی  -متولد روستای چقازرد کرمانشاه

طلبه شهید علی زبوبی  -متولد سنقر          

طلبه شهید بخش مراد قاسمی  - متولد سنقر

طلبه شهید محمد حسن محمدی -متولد سنقر

طلبه شهید رضا خزایی سلطان آبادی متولد کنگاور

طلبه شهید عبدالکریم ملکی-متولد اسلام آباد غرب

روحانی شهید محمد مهدی تبار-متولد کرمانشاه

روحانی شهید عطاء الله صادقی                 متولد دهستان بیلوار کرمانشاه

روحانی شهید حسینعلی کرمی                  متولد حسن آباد کرمانشاه

روحانی شهید قدرت الله ملک محمدی         متولد روستای قشلاق سنقر

روحانی شهید مجتبی اکبریان                   متولد روستای قشلاق سنقر

روحانی شهید سید محمود پروینی              متولد روستای آب باریک سنقر

روحانی شهید جواد تیرانداز                        متولد کرمانشاه

روحانی شهید سید اسدالله تراب                 متولد اسلام آباد غرب

روحانی شهید محمد جواد فاتح‏فر               متولد کرمانشاه

روحانی شهید رستم بهرامی گورکاوندی      متولد روستای گهواره کرمانشاه

روحانی شهید فتاح فیروزی         /           روحانی شهید رحمت الله طاهرآبادی

روحانی شهید محسن رحمتی     /          روحانی شهید حسین کولانی

روحانی شهید محمد علی سلیمی    /      طلبه شهید فایق عبداللهی

طلبه شهید محمد کرمی                 /       طلبه شهید حسین پورمعین

طلبه شهید محسن کشفی         /          طلبه شهید عبدالباقی رشیدی

طلبه شهید فیروز خسروی

لینک ثابت
علمای نامدار کرمانشاه
پنجشنبه ششم بهمن 1390 | محمد رسول
الف.عالمان کرمانشاهی قرن سیزده

1. آیت الله سیّدحسن نجومی

2. آخوند ملا عباسعلی کزازی

3. آخوند ملا عبدالاحد کزازی

4. آخوند ملا عبدالجلیل

5. آیت الله آقا محمّد علی کرمانشاهی

6. آقا حبیب الله کرمانشاهی

7. آقا عبدالله آل آقا (امام جمعه)

8. آقا عبدالمحمّد کرمانشاهی

9. آقا محمّد اسماعیل کرمانشاهی

10. آقا محمّد صالح کرمانشاهی

11. آقا محمّد مهدی

12. آقا محمّد تقی کرمانشاهی

13. آیت الله آقا احمد کرمانشاهی

14. آیت الله آقا محمّد ‏جعفر کرمانشاهی

15. آیت الله آقا محمود آل آقا

16. آیت الله ملا حسین حاج آخوند

17. حاج آقا محمّد فرزند آقا محمود فرزند آقا محمّد علی کرمانشاهی

18. سید ابراهیم فرزند محمّد موسوی دزفولی کرمانشاهی

19. سید میرزا جعفر فرزند ابی الحسن عاملی

20. شیخ آقا عبدالاحد کرمانشاهی

21. شیخ آقا عبدالصّمد کرمانشاهی

22. شیخ ابوالقاسم کرمانشاهی

23. شیخ حسین کرمانشاهی همدانی

24. شیخ علی اکبر کرمانشاهی

25. شیخ محمّد فرزند عبدالله کرمانشاهی

26. شیخ محمّد علی واعظ کرمانشاهی

27. شیخ محمّد فیض مهدوی

28. شیخ محمّد کرمانشاهی

29. شیخ یوسف، فرزند محمّد علی کرمانشاهی هزار جریبی

30. علامه حاج مولا محمّد بن عاشور کرمانشاهی

31. مولا محسن بن محمّد سمیع کرمانشاهی

32. میرزا محمّد کرمانشاهی

ب. عالمان کرمانشاهی قرن چهارده

33. آیت الله شیخ محمّد حسن حجتی

34. حاج شیخ عبدالرّحیم کرمانشاهی

35. سیّد محمّد حسین شهرستانی

36. شیخ آقا عبدالله، فرزند محمّد تقی فرزند محمّد مهدی کرمانشاهی

37. شیخ جلیل تبریزی

38. شیخ عبدالعلی جلیلی کرمانشاهی

39. علامه حیدرقلی سردار کابلی

40. محمّد محسن (مشهور به قاری)

41. ملامحمّدمهدی کرمانشاهی

42. میرزا محمّد علی مظلوم کرمانشاهی

43. آیت الله ابوتراب آل آقا

44. آیت الله آقا ابوعلی آل آقا (امام جمعه)

45. آیت الله آقا اسدالله آل آقا (امام جمعه)

46. آیت الله آقا رحیم آل آقا

47. آیت الله آقا ضیاء الدین فیض مهدوی

48. آیت الله آقا علم الهدی آل آقا

49. آیت الله آقا محمّد بن حاج آقا نبی

50. آیت الله حاج شیخ حسن علامی

51. آیت الله حاج محمّد کنگاوری (معروف به آقا محمّد مجتهد)

52. آیت الله سید جواد نجومی

53. آیت الله سیّد محمود معصومی لاری

54. آیت الله شیخ حسن حاج آخوند

55. آیت الله شیخ علی علما

56. آیت الله شیخ هادی جلیلی

57. آیت الله محمّد تقی کرمانشاهی (زنگنه)

58. آیت الله میرزا اسماعیل نجومی (آقابزرگ)

59. آیت الله حاج شیخ فرج الله کاظمی

60. حاج آقا جمال‏الدّین جلیلی

61. حاج آقا شجاع الدّین جلیلی

62. حاج آقا محمّد مهدی کرمانشاهی (فیض مهدوی)

63. سید حسن کزازی

64. سید حسین کزازی

65. سیّد علی میبدی 66. سید محمّد علی کزازی کرمانشاهی

67. شیخ محمّد آل آقا

68. میرزا حسن کرمانشاهی

ج. عالمان کرمانشاهی قرن پانزده

69. آیت الله حاج آقا بزرگ محمّدی عراقی

70. شیخ غلام حسین آل آقا

71. آیت الله حاج مجتبی حاج آخوند

72. آیت الله حاج مجتبی عراقی

73. آیت الله سیّدجواد خرّمشاهی

74. آیت الله سیّد محمّد میبدی

75. آیت الله سید محمّد نجفی كرمانشاهی(هرسینی)

76. آیت الله سید مرتضی نجومی

77. آیت الله شیخ جعفر فیض مهدوی

78. آیت الله شیخ محمّد رضا كاظمی

79. حاج آقا مصطفی جلیلی

عالمان و طلاب شهید كرمانشاه

80. سید عبدالحسین واحدی

81. سیدمحمّد واحدی

82. آیت الله اشرفی اصفهانی (چهارمین شهید محراب)

83. آیت الله شیخ بهاء الدین محمّدی عراقی

84. آیت الله شیخ محمّد صدوقی ( سومین شهید محراب)

85. حجت الاسلام ذبیح الله كرمی

لینک ثابت
مزار اشخاص معروف کرمانشاه قدیم

1-مقبره علامه ملا عبدالحلیل کرکوتی زنگنه که در سال 1219 هجری فمری در گذشته است واقع در گورستان قدیم فیض آباد


2-مقبره مرحوم ملا عباسعلی کزازی که بر سر راه مصلی قدیم واقع است.


3- مقبره مرحوم آقا محمد علی بهبهانی که در سال 1216هجری قمری وفات یافته و در خیابان آل اقا قرار دارد.

4- علامه عبدالله ابن محمد فاضل تونی بشروی که از علما دوره صفویه (شاه عباس ثانی)بوده در سال 1071 هجری قمری وفات یافته مقبره وی در انتهای کیانشهر قرار دارد.

5-بقعه سیده فاطمه واقع در انتهای خیابان آزادی کرمانشاه تاریخ سنگ قبر این بانو 165 هجری قمریست.
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " پایگاه اطلاع رسانی علماء کرمانشاه " برای " محمد رسول " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم